العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

66

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

مىنگرند . » ( قيامت / 23 ) و « نظر » آن‌گاه كه با حرف « الى » بيايد ، ديدن را افاده مىكند . زيرا معناى حقيقى « نظر » گرداندن حدقهء چشم به سوى مطلوب به قصد ديدن آن است ، [ مانند نگريستن و نگاه كردن در فارسى . ] و چون اين معنا در حق خداوند منتفى است - چراكه او در جهتى قرار ندارد [ تا بتوان حدقهء چشم را متوجه او ساخت ] - بايد سراغ معناى مجازى آن رفت ، كه همان ديدن است ، كه معلول « نظر » به معناى حقيقى آن [ - نگريستن ] مىباشد . و استعمال لفظ سبب در مسبّب از بهترين شيوه‌هاى مجازگويى است . پاسخ : مقصود بودن اين معناى مجازى نزد ما پذيرفته نيست . زيرا نظر ، هرچند همراه با حرف « الى » به كار رود ، افادهء ديدن نمىكند . و به همين دليل گفته مىشود : « نظرت الى الهلال فلم أره ؛ به سوى هلال نگريستم ، ولى آن را نديدم . » و چون ارادهء اين معنا متعيّن نيست [ و احتمال ارادهء معناى ديگر باقى است ] ، مىتوان آيه را بر معناى ديگرى [ غير از ديدن ] حمل نمود و آن اين‌كه گفته شود « إلى » [ حرف و به معناى « به سوى » نيست ، بلكه اسم و ] مفرد « آلاء » [ به معناى نعمت ] است و معناى « ناظرة » [ « نگرنده » نيست ، بلكه ] « انتظار كشنده » است . [ و معناى آيه آن است كه : « نعمت‌هاى پروردگارش را انتظار مىكشد . » ] و يا آن‌كه مىگوييم : [ مراد از « نظر » همان نگريستن است ، اما ] مضاف در اين‌جا محذوف است ، و تقدير آيه چنين است : « به پاداش پروردگارش مىنگرد . » اشكال : انتظار كشيدن سبب غم و اندوه است ، حال آن‌كه آيه در مقام بيان نعمت‌ها [ ى خداوند براى اهل بهشت ] ، است [ نه بيان اندوه‌هاى ايشان . پس نمىتوان گفت : مقصود از نظر در آيه همان انتظار كشيدن است . ] پاسخ : سياق آيه دلالت دارد بر حالى براى اهل پاداش و كيفر ، كه سابق بر استقرار آنان در بهشت و دوزخ مىباشد ، كه « چهره‌هايى در آن روز شاداب و مسرور است . » به دليل آيهء پس از آن‌كه مىفرمايد : « و چهره‌هايى در آن روز عبوس و درهم